دیگر مورد غفلت قرار نگیرید: سی لان چن ، که رقص هایش جهان ها را در برگرفته است


در مسکو بود که چن با لنگستون هیوز ، شاعر رنسانس هارلم ، که در اتحاد جماهیر شوروی بود ، ملاقات کرد. برای فیلمبرداری “سیاه و سفید” ، برای روابط نژادی در جنوب آمریکا. این دو دوستی عاشقانه ای را آغاز کردند (بایگانی های هیوز پر از نامه هایی به او است) ، اگرچه چن در خاطرات خود فقط گذرا از او یاد می کند و می نویسد که “لنگستون ملوان بود و به همین ترتیب راه می رفت.” او همچنین شامل شعری شد که وی درباره او نوشت: “من خیلی ناراحتم / بیش از نیمی از بوسه / این نصف مداد است / من این را می نویسم”.

بعداً چن با جی لادا ، دانشجوی آمریکایی فیلم که با سرگئی آیزنشتاین کارگردان شوروی تحصیل می کرد آشنا شد. آنها قبل از عزیمت به نیویورک در سال 1937 عاشق یکدیگر شدند و در لنینگراد ازدواج کردند ، جایی که لایدا به عنوان دستیار کیوریتور فیلم در موزه هنر مدرن استخدام شد. به دلیل قانون محرومیت چین ، چن مجبور بود هر شش ماه ایالات متحده را ترک کند و دوباره درخواست خود را ارائه دهد.

در نیویورک ، چن به تئاتر رقص سوسیالیست پیوست و رپرتوار خود را به پایان رساند ، که شامل رقصیدن برای طبقه فقیر و کارگر چین (یک گدا ، “برج های ریکشاو”) و محکوم کردن انواع بورژوازی (“بانوی آمریکایی jingoist” و “این همانطور که او در یادداشت های خود می نویسد “نوع هنری بسیار” هنری “. وی همچنین مخاطبان آمریکایی را با رقص های آسیای میانه شوروی آشنا کرد.

در طول جنگ دوم چین و ژاپن (45-1937) ، وی برای جمع آوری پول برای شورای امداد چین به ایالات متحده سفر كرد. مقاله ای در مورد چن در نیویورک پست با عنوان “دختری چینی که با رقص تبلیغاتی با ژاپنی ها می جنگد” منتشر شد.

علی رغم تلاش های وی برای تمرکز گفتگوهایش بر روی مبارزات پیش روی فقرا ، خبرنگاران ، مروجان و همکاران همچنان به جنسی و برون گرایی پرداختند. یک خلبان اجرای 1938 توسط اتحادیه آمریکایی برای صلح و دموکراسی گفت: “یک شب را با شی لان چن ، یک رقصنده عجیب و غریب در چین بگذرانید.” جان مارتین از نیویورک تایمز در مورد اولین بازی خود در نیویورک گفت. یورک امسال: “او ظاهری جذاب ، با اندامی کوچک و چهره ای زنده و متحرک دارد. حرکت او تازه ، هوشمندانه و ایمن است ، با مشخصاتی مشخص از نژادش. “

چن در سال 1959 به چین تحت کنترل کمونیست بازگشت ، با تشویق آنچه “چین جدید ، سوسیالیست چین” توصیف کرد ، او رقص رقص باله ای به نام “Hu-tung” (“خط”) ، که فرهنگ خیابانی پکن را جشن می گرفت ، با تمرکز بر روی بازی هایی که او کودکان را در خارج از خانه می دید. همراه او مجموعه پیانو Bizet “Jeux d’Enfants” بود.

اما مقامات چین ، چن را به دلیل انتخاب موسیقی غربی وی مقصر دانستند ، انتقادی که وی را ناامید کرد زیرا این وام گیری و ترکیب فرهنگ بود که پایه و اساس فلسفه رقص وی بود. علاوه بر این ، او نقش خود را در جهان به عنوان یک سوسیالیست نژاد مخلوط متعهد به ایجاد همبستگی بین المللی درک کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *