صداهایی از بحران چین کوید ، یک سال پس از قفل ووهان


آنها بازماندگان ، کارگران اصلی و متخصصانی هستند که هنوز در تلاشند تأثیرات جسمی و عاطفی ویروس کرونا را درک کنند. آنها ملیله ای از افرادی را می سازند که نگاهی اجمالی به ماه های اول همه گیری و معنای بازسازی چین دارند.

یک سال پس از محاصره Covid-19 در شهر ووهان چین – اولین و در عین حال سخت ترین فرد در جهان – از شش نفر ، که با برخی از آنها در میانه شیوع بیماری صحبت کردیم ، خواسته ایم آنچه را که آنها پشت سر گذاشته اند ، توصیف کنند. .

این مصاحبه ها برای شفافیت ویرایش و کوتاه شده اند.

یک روز در ماه آگوست ، مدیر ما به ما یادآوری کرد که رانندگان باید همیشه ماسک بزنند ، مهم نیست که هر چقدر اوضاع بهتر شده باشد. من شخصاً نمی دانم PTSD است یا خیر ، اما من همیشه ماسک می زنم. من ممکن است تنها راننده شرکتمان باشم که هنوز ضدعفونی کننده دست را در جیب خود دارد و مرتباً از آن استفاده می کند.

همیشه فکر می کردم از مرگ نمی ترسم. اما در طی این اپیدمی ، فهمیدم که از آن وحشت کرده ام. دلم برای همسرم ، دوقلوهای 5 ساله ام ، پدرم بسیار تنگ شده بود. فکر کردم ، اگر این را مرور کنم ، چه کاری انجام خواهم داد؟

بنابراین ، پس از برداشتن قفل ، اولین فکر من این بود که به خانه بروم. دو ماه ماندم. در گذشته ، دو یا سه روز ، شاید یک هفته می ماندم و بعد عجله می کردم. من درآمد زیادی ندارم و فکر من همیشه این بوده است که بیشتر کسب کنم. اما اکنون تفکر من تغییر کرده است. اگر کمی بیشتر درآمد کسب کنم ، چه فایده ای دارد؟

من هرگز فکر نمی کردم که این اپیدمی ناگهانی شرایطی را ایجاد کند که همه از شما تشکر کنند. من شوکه شدم آیا احترام به افرادی مانند متخصصان ، دانشگاهیان ، افراد مشهور نبود؟ چگونه می توانم به یک تامین کننده مراجعه کنم؟ این مرا بسیار خوشحال میکند.

اکنون همه چیز به روال گذشته بازمی گردد. این ذات انسان است.

ژانگ یونگ ژن، یک ویروس شناس ، پس از انتشار توالی کامل ویروس کرونا در 11 ژانویه سال گذشته ، با نقض دستورات دولت چین ، تحت فشار رسمی فوق العاده قرار گرفت. او می ماند از روایت پکن غایب است در مورد چگونگی شکست ویروس توسط کشور ، برخلاف ژونگ نانشان ، پزشک منصوب شده توسط دولت با اعلام آنچه بسیاری از کارشناسان قبلاً اختراع کرده اند ، جشن می گیرد: احتمال ویروس توسط انسان منتقل می شود.

در آن زمان ، من چهار یافته در مورد ویروس پیدا کردم. اول ، مانند SARS بود. دوم ، ویروس کرونا جدید بود. از همه مهمتر ، ویروس از طریق دستگاه تنفسی منتقل می شود. من همچنین فکر کردم از ویروس آنفولانزا مسری تر است. حتی در آن زمان ، من فکر کردم که باید بتواند از مردم به افراد دیگر سرایت کند.

اگر از ابتدا کارشناسان بیشتری نظر من را به اشتراک می گذاشتند ، پس شاید ما برای گفتن چیزی نیازی به ژونگ نانشان نداشتیم.

چه در ایالات متحده و چه در چین ، ما باید گروهی از منتقدان – دانشمندان واقعی را در این زمینه پرورش دهیم. چین واقعاً به آن نیاز دارد. ژونگ نانشان پیر است. چه کسی خواهد بود که جرات گفتن حقیقت را دارد؟ برای گفتن حقیقت باید شهامت کافی داشته باشید.

از آن زمان ، من در اجرای و تأمین بودجه برنامه های خود با مشکلاتی روبرو شده ام. اما برای کاری که کردم متاسف نیستم. به خودم اعتماد کردم. من آنقدر تجربه دارم که تیم من در طی سالهای گذشته آنقدر کشف کرده است که ما توانسته ایم قضاوت های دقیق داشته باشیم.

امیدوارم یک چیز را ذکر کنید. همسرم در 13 اکتبر 2019 درگذشت. ما در سال 1989 ازدواج کردیم و 30 سال با هم بودیم. اگر من سهمی در جامعه داشته ام به دلیل حمایت همسرم است.

بلر زونگ ، 34 ساله ، یکی از صدها آمریکایی بود که از ووهان تخلیه شد و او یک دفتر خاطرات تصویری منتشر می کند در ماه فوریه قرنطینه خود را در یک پایگاه نظامی در کالیفرنیا مرور کرد. او اکنون در آستین ، تگزاس است و به عنوان یک سازمان دهنده رویداد و پرستار کودک کار می کند.

بعد از اینکه ووهان خود را در آن حبس کرد ، عصبی و نگران شدم. من شایعاتی را شنیدم که می گفتند مردم می میرند و اوضاع واقعاً ترسناک است. شخصی برای من گزارشی ارسال کرد که آمریکا در حال تخلیه شهروندان است ، بنابراین من به کنسولگری زنگ زدم. تصمیم گرفتم بروم و از مادر و مادربزرگم خداحافظی کنم.

روزی که از قرنطینه خارج شدم ، در فرودگاه سن دیگو خانمی در پشت سر من بود که تمام مدت سرفه می کرد. من یادم هست که در آن زمان فکر می کردم که این یک نشانه بد است ، اما من همچنین احساس کردم که به هیچ وجه نمی توان ویروس را به این شدت در اینجا گسترش داد. دوباره همه چیز عادی بود.

اما سپس ، از ماه مارس ، مردم اینجا شروع به خرید دستمال توالت کردند و وحشت بازگشت. اوضاع در چین تثبیت شده بود ، بنابراین دوستانم در آنجا شروع به مسخره كردن من كردند و از من پرسیدند: “آیا شما متاسفید كه الان برگشتید؟” یكی از دوستانم از دانشگاه ووهان یك بسته عینك و ماسك برایم فرستاد.

من آرام تر و حواسم به زندگی بیشتر شد. من همه چیز را همانطور که می آید قبول می کنم. من سعی می کنم با محیط زیست دوستانه تر باشم.

در حالی که ووهان روی مبارزه با ویروس کرونا تمرکز دارد ، ژائو کیانگ 29 ساله در تلاش است تا برای دختر تازه متولد شده خود که بیماری قلبی تهدید کننده زندگی دارد ، تحت درمان پزشکی قرار گیرد.

در آن زمان ، بیمارستان ها هیچ بیماری ، از جمله دختر ما را پذیرفتند. ما خیلی تلاش کردیم ، از همه منابع و ارتباطات ممکن استفاده کردیم و فقط با تلاش خود توانستیم زندگی دخترمان را نجات دهیم. همه پزشکان به خط مقدم رفته بودند.

به طور کلی ، سیاست های کشور کاملاً مناسب بوده است. به یاد دارم وقتی همه سوپرمارکت ها تعطیل بودند ، بعضی از داوطلبان هنوز در خرید غذا به من کمک می کردند. مهم نیست که چه شایعات یا شایعات ناخوشایندی وجود داشت ، من فکر می کنم کشور بسیار قدرتمند بود. مردم ووهان اکنون بسیار امن هستند. این بسیار اطمینان بخش است.

هر چینی باید احساس بسیار غرور کند. مشکلات هر چقدر هم بزرگ باشد ، حتی با شیوع آنقدر جدی که کشورهای دیگر نمی توانند آن را کنترل کنند ، تا زمانی که مردم متحد باشند ، من فکر می کنم ما می توانیم از همه چیز زنده بمانیم.

لی اومینگ ، 50 ساله ، استاد روانشناسی در دانشگاه فنی ووهان ، شروع به سازماندهی مراسم تشییع جنازه بر روی برنامه پیام رسان معروف WeChat کرد تا خانواده های داغدار راهی برای غم و اندوه داشته باشند.

سپس من مانند یک کشیش بودم و میزبان این تشییع جنازه ها بودم. من هم روانشناس بودم. من به ایجاد جو برای ابراز ناراحتی خانواده ها کمک کردم. اول اینکه غم و اندوه خود را بیان کنند و دوم اینکه خاطرات را حفظ کنند.

این باعث نزدیک شدن خانواده ها شد. آنها همان خاطرات و یک شخص را به یاد آوردند و این باعث نزدیکتر شدن روابط آنها شد. آنها برای گرم شدن بغل کردند.

خانواده ها یک گروه چت تشکیل می دهند. سپس من می پیوستم. من قصد داشتم مقداری موسیقی تشییع جنازه پخش کنم و سپس سخنرانی کنم. سپس من نام هر فردی را که صحبت خواهد کرد ، یکی یکی ذکر می کنم. آنها می توانند شکلک را انتخاب کنند ، وارد شوند یا حتی شکلک ارسال کنند.

این حمایت اجتماعی بود ، بنابراین خانواده احساس می کند ، “من اینجا تنها نیستم. من خانواده و دوستانی دارم که برای من در آنجا هستند. “

با نگاه به گذشته ، تلفات ما در مقایسه با کشورهای غربی – صادقانه بگویم – بسیار کم است. اما ما در طول بیماری همه گیر چنین فکر نمی کردیم. فکر می کردیم آماده ایم.

بعد از اون لیو پین پدر او در ماه فوریه بر اثر ویروس کرونا درگذشت نذر فشار مقامات مسئولیت پوشش اولیه شیوع را به عهده بگیرند.

با نگاه به نیمه اول سال گذشته ، خیلی عصبانی شدم. مقامات محلی مرا تهدید کردند. من ووهان را ترک کردم و آنها هنوز او را رها نکردند. آنها اقوام مرا مورد آزار و اذیت قرار دادند. آنها می خواستند که به نظر برسد که من یک بیماری روانی دارم.

اما در نیمه دوم سال شروع به تغییر کردم. من خودم را وقف مطالعه بودیسم کردم. ایمان به شما امکان می دهد زندگی و حقیقت را درک کنید. من دیده ام که قصاص و قتل بخشی از بشریت از دوران باستان تا به امروز بوده است.

قلبم آرام گرفت. دیگر عصبانی و پر از نفرت نیستم. هنوز هم درد شدید است و من زیاد گریه می کنم.

من وقت زیادی را به نماز می گذرانم. من سعی می کنم تا آنجا که ممکن است پول به معابد و سایر موسسات خیریه برای فقیر و مسن اطراف ووهان اهدا کنم. من بیش از 100000 یوان (15000 دلار) به نام پدرم دادم تا به او کمک کنم اعتبار کسب کند.

تمام رویاهایی که قبلاً برای کسب درآمد داشتم کمرنگ شده است. چون به هر حال پول چه فایده ای دارد؟ پول نمی تواند زندگی را بازگرداند.

وقتی فکر کردم می توانم از دولت شکایت کنم ، فهمیدم که نادان هستم. هیچ اتفاقی نخواهد افتاد. و اگر یک قدم به عقب برگردید ، همه مقصر هستند و با مجازات کارما روبرو خواهند شد.

من فقط به افراد اطرافم اهمیت می دهم ، به اینکه خودم باشم. من قصد دارم مادرم را برای سال نو چینی به سانیا ببرم. این جایی است که ما سال گذشته ، قبل از اینکه پدرم آلوده شود ، می رفتیم.

گزارشگری و تحقیق توسط کیت بردشر، آلبی ژانگو مرجان ایان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *